26 ماهگی نفسم
سلام سلام صد تا سلام خدمت گل دخترم یسنا خانوم و همه دوستای گلم ...
و باز هم تبریک و هزاران تبریک بابت 26 ماهگیت و انشالله همیشه سالم و تندرست در پناه حق باشی ... 

قند عسل مامان این روزا فقط و فقط دوست دارم بشینم و ساعت ها و بلکه روزها به تماشای کارها و حرف های زیبات بشینم،
و این روزها و لحظه های خوش و تو جای جای ذهنم ثبت کنم چون می دونم تکرار نشدنی هستن...
عاشق حرف زدنات و جمله بندی هات هستم از بس که شیرین و قشنگ حرف می زنی ...
اکثر کلمه ها رو درست تلفظ می کنی ولی بعضی ها رو هم به شیوه ی قشنگ خودت میگی مثل پرنده (برنده ) ؛ بی ابد (بی
ادب ) ؛ شککات (شکلات ) ؛ جوجه کباک (جوجه کباب ) ؛ هسنا (یسنا ) ؛ هادته (یادته ) ؛ چیسپ (چیپس ) ؛ مگم (مریم )
مخم مرغ (تخم مرغ ) ؛
با اینکه بعضی وقتا دستشویی تو میگی اما همچنان پوشکت می کنم و شاید من یه خورده تنبلی می کنم تو این پروسه ...
اما همچنان پیش خودمون می خوابی و قصد دارم اول جای خوابتو جدا کنم و بعد از پوشک بگیرمت ..
جدیدا خیلی علاقه مند به اتاق خودت شدی که البته بیشتر علاقه داری بری تو اتاقت و تمام کشو های لباسا تو به هم می
ریزی . بعضی وقتا که حوصله داشته باشی خودت تا می کنی و می زاری سر جاش و بعضی وقتا هم همین طوری ول می کنی
یا مثلا میگی (مامانی هه دقه بیا کارت دارم"از اونجایی که بعضی وقتا حرف ی رو ه تلفظ می کنی به یه دقه هم میگی هه دقه
") و بعد که من میام تو اتاقت میگی که لباسا تو جمع کنم 
وقتی هم تو اتاقت هستی و مشغول به هم ریختن و جمع کردن ، واسه خودت داستان میگی و شعر تعریف می کنی
وای که عاشق این کارات هستم 

ماشالله حواست به همه کارها و حرفای دور و برت هست و گوشت خیلی تیزه حتی وقتی تو اتاق خودت باشی و ما بالا در
حال حرف زدن باشیم ، قشنگ حرفای ما رو گوش می کنی و تکرار می کنی
عاشق آب لیمو شیرین و آب پرتقال ، تخم بلدرچین ، تخم مرغ، شلغم ، آب شلغم
، پلو و قورمه سبزی ، بستنی،
نوشمک ، ادامس ، شکلات ، آبگوشت و سوپ هستی .
بریم سراغ عکس های این ماه ...

وقتی یسنا ژست گرفته ...

یسنا خانم تو هایپراستار استار بعد از خرید منتظر غذا شون هستن 



یسنا گلی ،حرم حضرت معصومه، قم ...

یسنا گلی و ریحانه گلی (نوه ی خاله من ) خونه خاله من تو قم ...


عاشق این عکسم... هر کدوم از بچه ها حواسشون یه جا هست 



یسنا گلی در حال خرید از سوپر ماکت


وقتی یسنا آماده ی مهمونی رفتن شده و ژست گرفته واسه عکس 



این عکس هم مال یه ظهر جمعه هست که به همراه بابا جون اینا رفتیم ناهار بیرون ...

وقتی خاله فاطمه موهای یسنا رو درست می کنه و یسنا خانم هم ژست عکس می گیرن (وای که من کشته ی این عکسم بس
که حالت نگاه یسنا قشنگ و خاصه)





یه صبح سرد زمستونی سر خاک مامان جون ...

وقتی حاج خانم یسنا نماز می خونن 




و در آخر یسنا گلی و کیک و کادوی تولد بابا ...




26 ماهگی نفسم 





